السيد محمد حسين الطهراني
72
معاد شناسى (فارسى)
به واسطهء تكيه به عصا نيازمندى او مرتفع و جبران مىگردد . امّا پا را شفيع نمىگويند گرچه يك پا نيز موجب تقويت پاى ديگر است و با يك پا انسان نمىتواند راه برود ؛ براى آنكه در عصا ملاحظهء عنوان تقويتِ بدن در حال رفتن و ايستادن لحاظ شده است ، ولى در پا اين معنى ملاحظه نشده است . و شَفْع در مقابل وَتْر است ؛ يعنى يكّه و تنهائى كه نيازمند به تأييد و تقويت نيست . و بنابراين ما سه لغت داريم : شَفْع و وَتْر ، زَوْج و فَرْد ، اثْنَيْن و واحِد . واحِد يعنى يك ، كه در آن هيچ معنائى غير وحدانيّت يعنى يكى بودن ملاحظه نشده است ؛ و در مقابل آن اثْنان است يعنى دو كه فقط عدد واحد ، بدون هيچ لحاظ ديگرى يك بار تكرار شده است . فَرْد يعنى تنها ، كه در آن مقابلهء با عدد زوج كه به معناى جفت و دو لنگهگى و دو پايگى است لحاظ شده است ؛ و در مقابل آن زَوْج است يعنى جفت بودن و دو لنگه و دو پايه بودن . وَتْر يعنى تنهائى كه محتاج به كمك و معاونت نيست ؛ و در مقابل آن شَفْع است ، يعنى كمك و معاون و مؤيّدِ چيزى كه در او نيازمندى به كمك ملحوظ گرديده است . و لهذا در مادّهء وتر در « مجمع البحرَين » گفت است : « گفته شده است كه : در تفسير آيه كريمهء وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ مراد از وتر روز عَرفَه و مراد از شفع روز عيد قربان است . و گفته شده است كه : مراد از وتر